کاش............
اي همرهان عاشق بياييد دري به سوي افقها باز كنيم و چشم در چشم خورشيد تا اوج
خواستن و روشنايي به تماشا بنشينيم و دست در دست يكديگر بر هفت آسمان محبت بال
بگشاييم .
كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و اشك خود را نثار گونه هاي خشك او مي كرد .
كاش واژه حقيقت آنقدر با لبها صميمي بود كه براي بيانش به شهامت نيازي نبود .
كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعاها قبل از پايين آمدن دستها مستجاب مي شد .
كاش شمع ، محبت حقيقي را در تقلاي بال و پر سوخته پروانه مي ديد و او را باور مي كرد .
كاش مهتاب با كوچه هاي تاريك شب آشنا تر بود .
كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را بدست خزان نمي سپرد .
كاش فرياد آنقدر بي صدا بود كه حرمت سكوت را نمي شكست و بالاخره....................
"كاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد ".
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط ستاره
|
