تبليغاتX
ستاره ها

ستاره ها

به وبلاگ ستاره ها خوش أمديد

خلوت يك شاعر

خلوت يك شاعر

كاش در دهكده عشق فراواني بود

توي بازار صداقت كمي ارزاني يود

كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب

روي شفاف تزين خاطره مهماني بود

كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد

قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود

كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم

رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست

كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران

غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود

كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها

دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود

كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد

و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

كاش اسم همه دختركان اينجا

نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر

غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها

غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم

راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

مريم حيدرزاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 دی1384ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط ستاره  | 

من و غم

شب بود شمع بود من بودم وغم

شب رفت شمع سوخت من ماندم وغم

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1384ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط ستاره  | 

شمع و پروانه

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت

گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

+ نوشته شده در  شنبه 24 دی1384ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط ستاره  | 

چه زود گذشت...

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1384ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط ستاره  | 

حس غریب

 

حس غريب

تو همون حس غريبي كه مي گي دوستم نداري

تو همون ستاره هستي پا توي شبام مي زاري

تو همون ماه مني كه مي گي بي آسموني

تو همون دل عاشقي كه مي گي نامهربوني

توي اون ناز نگاهت پر از عشق و صفا بود

اما تو ووسعت چشمات جاي خالي وفا بود

ستاره شبهاي من بي تو ديگه مي ميرم

در قفس خيال تو خيلي وقته اسيرم

دادم به دست بارون غم عشق و فراغت

كاشكي يه بارم شده بارون بياد سراغت

اون كه تو را تر ميكنه بدون كه اشكاي منه

ميخوام كه باخبز بشي چي تو شبهاي منه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1384ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط ستاره  |